بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئين رهروان 240
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
با سير در آفاق و انفس با نظر تفكر و عبرت قوت مىگيرد . توحيد خاص با حقائق اثبات مىشود و آن اين است كه متوسّل باسباب ظاهرى نشود و از منازعه و مشاجرهء عقلى ، و دخالت خرد با نور كشف گام بالاتر نهد و در توحيد بدليل ، و در توكل باسباب و در رستگارى به وسايل پابند نشود و باطن خود را از مجادلات و مشاجرات پاك گرداند و از طور خرد ، قدم بنور كشف بگذارد ، و از استدلال بدليل ، بواسطهء نور تجلّى بىنياز گردد . بعقل نازى حكيم تا كى * بكنه ذاتش خِرَد بَرَد پى اگر رسد خَس بقعر دريا زيرا شخص عارف در اين مقام مؤثرى غير از خدا نبيند و اسباب و وسايل را در مسبّب مضمحلّ و نابود انگارد زيرا يقين دارد كه در دار هستى غير از ذات يگانه مؤثّرى نيست زيرا در تمام اشياء ، تجلّى حق و تجلّى اسماء و صفات او را مىبينند ، و اين هنگامى است كه براى آنان فناء در حضرت اسماء و صفات يعنى ( حضرت واحديت ) پيدا شده ، قبل از فناء در حضرت احديّت ، كه آن حقيقت جمع است و فناء در اسماء و صفات ، مرتبهء علم جمع است نه عين و اين از مراتب قابَ قَوْسَيْنِ است و مقام أَوْ أَدْنى ، اختصاص به مرتبه خاتميّت و حضرت خاتم الانبياء صلى اللّه عليه و آله دارد و آن احديّت عين جمع است كه تميز و اثنينيّت اعتبارى ، برود . تجلّىگه خود كرد خدا ديدهء ما را * ازين ديده بيائيد ببينيد خدا را جم عرش بساطيم ، سليمان اولِىالامر * هوا گر نشود بنده نشانيم هوا را طبيبان خدائيم بهر درد دوائيم * بهرجا كه بود درد فرستيم خدا را توحيد سوم توحيدى است كه خدا به خود اختصاص داده و ديگران از آن بهرهمند نيستند ، و اوصاف و احكام ممكنات بكنه و حقيقت آن نرسند و فقط پرتوى از اثر آن ، بر اهل قرب در حال بقاء بعد از فناء در عين جمع احديت ظاهر شود تا بشناسند كه حضرت احديّت را صفت موصوفى نيست و هر صفتى كه براى حق اثبات شود ، از حضرت واحديّت است و خداوند زبان آنان را از نعت خود بسته است و آنان را از اظهار آن ناتوان و عاجز نموده